مهدى الهى قمشه اى

45

حكمت عملى ( اخلاق مرتضوى ) ( فارسى )

شرح : يعنى معرفت و شناسائى خدا دل را روشن به انوار و اشراقات الهى گرداند كسى كه خدا را شناخت هميشه دلش روشن و خاطرش چون باغ و گلشن به ياد حق شاد است و دائم به افاضه فيض از عالم قدس محظوظ و بهره‌مند است . كلمهء 7 - قال أمير المؤمنين عليه السّلام : من عرف اللّه [ و عظّمه ] منع فاه من الكلام و بطنه من الطّعام و عنّى نفسه بالصّيام و القيام « 1 » . ترجمه : هر كه خدا را شناخت دهان را از كلام و شكم را از طعام غير ضرورى منع كند و پيوسته نفس را رنج به نماز و روزه و طاعت براى راحت ابد خواهد داد . شرح : يعنى كسى كه خدا را شناخت لازمه معرفتش اموريست كه از آن جمله زبان از كلام بيهوده و عبث نگاه مىدارد و سخن جز به حق نگويد و إلا به ذكر خدا و علم و هدايت خلق لب نگشايد . ديگر شكم را از طعام و الوان گوناگون اشربه و اطعمه و لذّات نفسانى منع مىكند و جان خويش را در راه طاعت خدا به قيام در نماز و امساك روزه براى صفاى روح به رنج و تعب مىاندازد و شب و روز مىكوشد كه بر مقام معرفت و قربش به خدا

--> ( 1 ) . اين كلمه صدر روايتى است كه در كتاب ايمان و كفر كافى از حضرت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله و سلم ، روايت شده است . ( اصول كافى به اعراب و تصحيح نگارنده ، كتاب الايمان و الكفر ، ج 2 ، باب 99 . « باب المؤمن و علاماته و صفاته » حديث 25 ، ص 186 ) . و اين حديث را ابو الفضائل شيخ بهائى در كتاب اربعين به اسنادش از جناب رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله و سلم روايت كرده است و شرح فرموده است و آن حديث دوم كتاب اربعين مذكور است . و ما آن را مطابق نسخه خطى مصحح اربعين كه در كتابخانه محقّر اين حقير موجود است نقل كرده‌ايم . نقل استاد الهى قدّس سرّه عارى از « و عظّمه » است ، و ترجمه حديث نيز عارى از آن است . و نيز آخر روايت را بدين صورت نقل كرده است : « بالقيام و الصّيام » و به همين ترتيب ترجمه فرموده است . شيخ اجلّ بهائى در اربعين مذكور فعل « عنّى » را به نون مشدّده ضبط كرده است و فرموده است : « عنّى نفسه بالعين المهملة و النون المشدّدة اى أتعب و العناء بالفتح و المدّ : التعب » و در كافى به اعراب و تصحيح اين كمترين « عفى » با فاء سعفص است . و آن ناقص واوى است . و ابن دريد در جمهرة اللغة گويد : « عفا المنزل يعفو و هو عاف : اذا درس » و ابن اثير در نهايه گويد : « عفى الشئ اذا درس و لم يبق له اثر . و منه حديث صفوان بن محرز اذا دخلت بيتى فاكلت رغيفا و شربت عليه من الماء فعلى الدنيا العفا أى الدرس و ذهاب الاثر » . و در منتهى الإرب گويد : « عفت الدار : ناپديد گرديد . و عفت الريح الدار : پوشيد باد آن را به خاك . و عفا اثره عفاء : بمرد و رفت اثر وى ، و هلاك شد و نيست و نابود گرديد . و تعفيه : ناپديد كردن » .